ميرزا حسين النوري الطبرسي
233
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
در مزار محمّد بن مشهدى « 1 » روايت است كه ابو بصير سؤال كرد از جناب صادق عليه السّلام از حكم كسانى كه نصب عداوت كردند با ايشان . فرمود : « اى ابو محمّد ! نيست براى كسى كه مخالفت ما را كرده ، در دولت ما حظ و نصيبى ؛ به درستى كه خداى تعالى ، حلال كرده براى ما خونهاى ايشان را در وقت خروج قائم ما عليه السّلام و امروز حرام است بر ما و بر شما اين كار . پس تو را مغرور نكند احدى و هرگاه قائم ما عليه السّلام برخاست ، انتقام خواهد كشيد براى پيغمبرش و براى همهء ماها . » سى و هشتم : بيرون آمدن تمام مراتب علوم قطب راوندى در خرايج « 2 » از جناب صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « علم ، بيست و هفت حرف است . پس جميع آن چه پيغمبران آوردند دو حرف بود و نشناختند مردم تا امروز غير از آن دو حرف را . پس هرگاه خروج كرد قائم ما عليه السّلام ، بيرون آورد بيست و پنج حرف را . پس پراكنده مىكند آنها را در ميان مردم و ضم مىفرمايد به او دو حرف ديگر را تا منتشر مىنمايد تمام بيست و هفت حرف را . » شيخ صفار در بصائر « 3 » روايت كرده از آن جناب كه فرمود : « در ذؤابهء شمشير رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم صحيفهء كوچكى بود و به درستى كه على عليه السّلام طلبيد پسرش حسن عليه السّلام را . پس دادند صحيفه را به او و كاردى به او داد و فرمود به او : « آن را باز كن ! » پس نتوانست آن را باز كند . پس آن را براى او باز كرد ؛ پس آنگاه فرمود به او : « بخوان ! » پس خواند حسن عليه السّلام الف ، يا ، سين ، لام و حرفى بعد از حرفى . آنگاه آن را پيچيد و داد آن را به پسرش حسين عليه السّلام پس نتوانست آن را باز كند . پس آن را براى او باز كرد . آنگاه فرمود : « بخوان ! » پس خواند ، چنان چه خواند امام حسن عليه السّلام .
--> ( 1 ) . المزار ، ص 135 . ( 2 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 841 . ( 3 ) . بصائر الدرجات ، ص 327 .